الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

332

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

ليك شيخ طوسى رحمه الله اين روايات را به كلى مردود دانسته و دليل وى ، مخالفت آنها با كتاب و روايات متواتر است . افزون بر اين كه روايات ياد شده ، محتوايى سست و تعليل‌هايى نامأنوس دارد كه انتسابشان را به امام هدايت‌گر و معصوم عليه السلام موهون مىسازد . شيخ در چندين صفحه ، وجوهى را در استدلال بر ردّ اين روايات بيان كرده است . « 1 » [ م / 32 ] نيز شيخ با سند خود به محمد بن قيس ، از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه اميرمؤمنان عليه السلام دربارهء فرزند كنيزى كه مردى را دشنام داده بود ، حكم كرد كه حدّى بر او نيست . حضرت به آن مرد نيز فرمود : تو او را دشنام ده ؛ چنان كه او تو را دشنام داد يا او را ببخش . شيخ گويد : اين خبر ضعيف و مخالف روايات صحيح پيش گفته و ظاهر قرآن است ؛ بنابراين عمل به آن سزاوار نيست . افزون بر آن روايت ياد شده در بردارندهء مطلبى است كه آن را تضعيف مىكند و آن ، اين كه اميرمؤمنان عليه السلام به طرف مقابل فرمان داد كه ديگرى را دشنام دهد ؛ چنان كه وى ، او را دشنام داده بود ؛ در حالى كه روا نيست امام عليه السلام فرمان به دشنام دهد ؛ زيرا دشنام قبيح است . امام صرفاً مىتواند حدّ كامل يا تعزيرى را بر دشنام دهنده جارى سازد ، اما دستور به دشنام دادن ، به هيچ روى جايز نيست . « 2 » [ م / 33 ] شيخ طوسى با سند خود به على بن حكم از عبد الرحمان بن محمد بن عبيداللَّه عرزمى فزارى از امام صادق عليه السلام چنين روايت كرده است : « على عليه السلام نماز ظهر را بدون طهارت ، با مردم اقامه كرد . پس از آن ، منادى حضرت بيرون آمد و صدا زد : اميرمؤمنان بدون طهارت نماز گزارده است ، پس اعاده كنيد و حاضران به غايبان اطلاع دهند . » « 3 »

--> ( 1 ) . بنگريد به : استبصار ، ج 2 ، ص 69 - 71 . ( 2 ) . اين پاسخ ، تلفيقى از سخنان شيخ در اين دو كتاب است : التهذيب ج 10 ، ص 88 ؛ استبصار ، ج 4 ، ص 230 و 231 . ( 3 ) . استبصار ، ج 1 ، ص 433 .